معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
دفاع مقدس یکی از ماندگارترین مقاطع تاریخ معاصر ایران و نماد ایستادگی و خودباوری ملتی است که در برابر تجاوز رژیم بعث عراق، با تکیه بر ایمان، ایثار و حضور مردم و نیروهای مسلح از تمامیت ارضی و استقلال کشور دفاع کرد. 31 شهریور 1359، رژیم بعث عراق با حمایت قدرت های خارجی جنگی تمام عیار را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد؛ جنگی که در شرایطی به کشور تحمیل شد که نظام نوپای جمهوری اسلامی همزمان با فشارهای سیاسی و اقتصادی و بی ثباتی های داخلی مواجه بود.
دفاع مقدس یکی از ماندگارترین مقاطع تاریخ معاصر ایران و نماد ایستادگی و خودباوری ملتی است که در برابر تجاوز رژیم بعث عراق، با تکیه بر ایمان، ایثار و حضور مردم و نیروهای مسلح از تمامیت ارضی و استقلال کشور دفاع کرد. 31 شهریور 1359، رژیم بعث عراق با حمایت قدرت های خارجی جنگی تمام عیار را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد؛ جنگی که در شرایطی به کشور تحمیل شد که نظام نوپای جمهوری اسلامی همزمان با فشارهای سیاسی و اقتصادی و بی ثباتی های داخلی مواجه بود. با این حال، مقاومت و مشارکت گسترده مردم و نیروهای مسلح، این تهدید را به عرصه ای برای نمایش ظرفیت های ملی و تثبیت روحیه خودباوری در کشور تبدیل کرد.
اکنون در آستانه گرامیداشت هفته دفاع مقدس، 46 سال ایستادگی و مقاومت ملت ایران، دستاوردهای گسترده ای را در عرصه های دفاعی و خودکفایی به همراه داشته است؛ مسیری که با الگوگیری از مدیریت و مکتب امام راحل(ره) و در ادامه با هدایت و رهبری رهبر شهید انقلاب و سپس خلف صالح ایشان، حضرت آیت الله العظمی سیدمجتبی حسینی خامنه ای، دنبال شده است. مرور این تجربه تاریخی، به ویژه در شرایطی که کشور در سال اخیر نیز با جنگ و فشارهای نظامی و اقتصادی مواجه بوده، فرصتی برای بازخوانی نقش مردم، نیروهای مسلح و مدیریت جهادی در عبور از تهدیدها و همچنین تبیین این دستاوردها برای نسل جوان فراهم می کند.
در این راستا، ایکنا با سردار سیروس صابری، جانشین سابق سپاه حضرت محمد رسول الله(ص) تهران بزرگ و از یادگاران دوران دفاع مقدس، گفت وگو کرده است که در ادامه مشروح آن را می خوانیم:
بیشتر بخوانید:
درس های مدیریت اقتصادی دوران دفاع مقدس برای امروزدفاع مقدس دومین تجربه ای بود که برای مردم ایران، یک امر ظاهراً غیرممکن را به امری ممکن تبدیل کرد. اولین تجربه، خود انقلاب اسلامی بود. آن زمان که انقلاب پیروز شد، برخی از افراد مسن تر برای ما تعریف می کردند که شرایط کشور چگونه بود و چه تصوری از آینده وجود داشت. آنها می گفتند شما شرایط آن روزها را درک نمی کنید؛ تصور عمومی این بود که شوروی از یک طرف و آمریکا از طرف دیگر در مقابل انقلاب قرار گرفته اند و ممکن است هر لحظه به کشور حمله کنند و نظام جمهوری اسلامی را از بین ببرند.
اما امام(ره) براساس تکلیف عمل می کردند؛ اینکه دشمن ممکن است حمله کند یا نکند، در اصل مسئله تفاوتی ایجاد نمی کرد. مردم به تدریج این باور را پذیرفتند که اگر براساس تکلیف و وظیفه خود عمل کنند، دشمن هر اندازه هم قدرتمند باشد، نمی تواند اراده خود را بر ملت ایران تحمیل کند. همین نگاه بود که به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید و یک رژیم سلطنتی را که سال ها بر کشور حاکم بود، سرنگون کرد.
پس از پیروزی انقلاب، جنگ تحمیلی آغاز شد و ما با یک واقعیت بسیار دشوار مواجه شدیم. خودم در همان روزهای نخست جنگ و در ماجرای منطقه فکه و عملیات ابوغریب حضور داشتم. در پادگان آماده می شدیم که به تهران برگردیم اما ناگهان خبر رسید که ارتش عراق خط را شکسته و از منطقه فکه در حال پیشروی است و عملاً نیروی قابل توجهی در مقابل آن وجود ندارد.
ما بلافاصله نیروها را آماده کردیم و به سمت خط رفتیم. در شرایطی که ارتش عراق با لشکرهای زرهی و تجهیزات گسترده در حال پیشروی بود، حدود 240 نیروی پیاده با کلاش، آرپی جی و تیربار می خواستند در مقابل آن بایستند. اگر بخواهیم با محاسبات معمول و صرفاً مادی نگاه کنیم، دو دوتا چهار تا می شود و چنین کاری غیرممکن به نظر می رسید؛ اما ما می رفتیم و در مقابل دشمن می ایستادیم و در بسیاری از موارد نیز موفق می شدیم جلوی پیشروی آنها را بگیریم.
جنگ هشت ساله در شرایطی پیش رفت که عراق از حمایت گسترده خارجی برخوردار بود. ما در طول جنگ حتی از 24 کشور دنیا اسیر داشتیم؛ یعنی نیروهای نظامی از کشورهای مختلف در کنار ارتش عراق حضور داشتند. عراق از اردن تجهیزات زرهی دریافت می کرد، عربستان امکانات شناسایی و آواکس در اختیارش قرار داده بود و آمریکا نیز در حوزه های مختلف اطلاعاتی، نظامی و اقتصادی و تزریق پول و هزینه از رژیم بعث حمایت می کرد. کشورهای مختلف عربی نیز امکانات و حتی ظرفیت های سرزمینی خود را در اختیار عراق قرار داده بودند.
همچنین 36 کشور صدام را کمک کردند؛ شوروی آن زمان، آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان و تمام آن کشورهایی که آن زمان داران قدرت بودند تماما در اختیار صدام بودند اما خرمشهر آزاد شد و از متر به متر شهرها و استان ها، دشمن را بیرون راندیم.
در مقابل این حجم از حمایت خارجی، جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر ظرفیت های داخلی و حضور مردم ایستادگی کرد. نتیجه این مقاومت این بود که خرمشهر آزاد شد، دشمن به عقب رانده شد و به اهدافی که برای آغاز جنگ تعیین کرده بود نرسید و هیچ بخشی از خاک ایران نیز از کشور جدا نشد.
این تجربه دومین تجربه ای بود که نشان داد با مدیریت درست، اعتماد به مردم، اتکا به ظرفیت های داخلی و روحیه مقاومت می توان شرایطی را که در ظاهر غیرممکن است، به فرصت تبدیل کرد.
مدیریت بحران و مدیریت ریسک در دوران دفاع مقدس به اوج خودش رسید. شما در حال صحبت با بیسم چی هستید و ناگهان می بینید مجروح شده یا به شهادت رسیده یا شرایط کاملاً تغییر کرده است. در چنین وضعیتی مدیر و فرمانده باید بتواند خودش را با شرایط جدید وفق دهد و نیروهایش را نیز مدیریت کند.
جنگ با مشکلات فراوانی همراه بود؛ از کمبود امکانات و تجهیزات گرفته تا فشارهای دشمن و حتی خیانت های داخلی. با این حال، همین شرایط باعث شد یک نسل از مدیران و نیروهایی تربیت شوند که تجربه مدیریت بحران را در میدان واقعی به دست آورده بودند. بنابراین با پیروزی در جنگ و مقابل تجاوز را گرفتن و همین شناخت مدیریت جنگ باعث شد که ده ها سال از آن تجربیات و دستاوردها بهره مند شویم.
بعد از جنگ نیز همین تجربه ها در حوادث و بحران های کشور مورد استفاده قرار گرفت. هر زمان که سیل، زلزله یا حادثه ای در کشور رخ می داد، بسیاری از همین نیروهایی که تجربه دفاع مقدس را داشتند، بلافاصله وارد میدان می شدند و در مدیریت بحران، امدادرسانی و سازماندهی امور مشارکت می کردند.
یکی از برکات مهم دفاع مقدس همین بود که تجربه ای بزرگ در مدیریت بحران و اداره شرایط سخت برای کشور ایجاد کرد؛ تجربه ای که سال ها پس از پایان جنگ نیز مورد استفاده قرار گرفت و همچنان می تواند برای مدیریت مسائل و بحران های کشور راهگشا باشد.
در جنگ اخیر نیز به مانند دوران هشت سال دفاع مقدس، همین اتفاق افتاد. مردم خودشان به صحنه آمدند و به نوعی مبعوث شدند. هر فرد می خواست از ضعف صحبت کند یا با ارسال پالس ضعف، زمینه را برای فشار و دشمنی بیشتر آمریکا و رژیم صهیونیستی فراهم کند، مردم با حضور خودشان این فضاسازی را خنثی کردند.
مردم شب ها به خیابان آمدند و عملاً گفتند ما هستیم؛ پشت سر رزمندگان هستیم. گفتند سختی داریم، مشکلات اقتصادی داریم، شهید هم داده ایم و حتی خانه های ما را مورد حمله قرار داده اند اما در صحنه هستیم و میدان را ترک نمی کنیم. همین حضور مردم، یک پیروزی بزرگ بود.
اینکه مردم در چنین شرایطی پای کار می آیند و در کنار نیروهای مسلح می ایستند، اتفاق بسیار مهمی است و باید مبعوث شدن مردم و وجود رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله سیدمجتبی حسینی خامنه ای را به فال نیک گرفت، لذا نتیجه این جنگ تحمیلی سوم تا این لحظه، پیروزی است که بدست آوردیم؛ موضوعی که تمام دنیا و رسانه ها به آن اذعان دارند و ایران را پیروز میدان می دانند.
پیوند مردم و نیروهای مسلح یک سرمایه بسیار مهم برای کشور است. اگر مردم پشت سر نیروهای مسلح باشند، این نیروها با قدرت و اطمینان بیشتری می توانند مأموریت خود را انجام دهند. برعکس، اگر این پشتوانه تضعیف شود، ممکن است دشمن از این خلأ استفاده کند و حتی برخی افراد خائن بتوانند به کشور و نیروهای مسلح ضربه بزنند.
امروز نیروهای مسلح ما در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی ایستاده اند و این تجربه ها باید به درستی ثبت و روایت شود. باید درباره این اتفاقات کتاب نوشته شود، فیلم ساخته شود و حتی شعر سروده شود تا نسل های آینده بدانند چه اتفاقاتی در این کشور رخ داده است.
ما در جنگ اخیر نیز از تجربیات گذشته استفاده کردیم. به عنوان نمونه، در روز دوم جنگ تحمیلی سوم، ناوهای آمریکایی از خلیج فارس فاصله گرفتند و به نقاط بسیار دورتر در اقیانوس هند رفتند. اینها بخشی از تجربیاتی است که نیروهای نظامی ما در سال های گذشته به دست آورده اند.
جنگ 12 روزه بسیاری از مسائل را برای ما روشن کرد و به تعبیری ما را به خودمان آورد. نیروهای مسلح از مدت ها قبل برای شرایط مختلف برنامه ریزی کرده بودند و هنوز هم ظرفیت ها و توانمندی هایی دارند که در صورت نیاز می توانند آنها را به کار بگیرند. البته شرط مهم این است که مردم پشت سر نیروهای مسلح باشند.
تفاوت ها و شباهت های زیادی وجود دارد، اما یک نکته مهم این است که تجربه دفاع مقدس در طول این سال ها به یک سرمایه برای نیروهای مسلح تبدیل شده است. در جنگ تحمیلی هشت ساله، مردم انقلابی و نیروهای مردمی را داشتیم که با وجود همه کمبودها در میدان حضور پیدا کردند. در سال های بعد نیز مدافعان حرم و جوانانی را داشتیم که از تجربه نسل قبل درس گرفتند و با شناخت و آمادگی بیشتری وارد میدان شدند.
در جنگ اخیر، مجموعه این تجربیات در کنار هم قرار گرفت. تجربه هشت سال دفاع مقدس به ما نشان داد که بسیاری از اتفاقاتی که در ابتدا غیرممکن به نظر می رسند، با اراده و برنامه ریزی امکان پذیر می شوند. زمانی آزادسازی خرمشهر و حتی ایستادگی در برابر ارتش مجهز عراق برای برخی غیرممکن به نظر می رسید، اما این اتفاق افتاد.
بنابراین امروز برای نیروهای مسلح ما چیزی به نام «غیرممکن» به آن معنای گذشته وجود ندارد. نیروها صحنه را به صحنه مدیریت می کنند و براساس شرایط تصمیم می گیرند. اگر دشمن بخواهد این مسیر را ادامه دهد، نیروهای مسلح آمادگی مواجهه با آن را دارند و تجربیات دفاع مقدس و جنگ های بعدی در اختیار آنهاست.
امروز روایتگری یک جهاد واقعی است. ما در کنار جنگ میدانی، درگیر جنگ رسانه ای و شناختی نیز هستیم و دشمن تلاش می کند واقعیت های میدان را آن گونه که خودش می خواهد روایت کند.
ممکن است دشمن در برخی عرصه های نظامی نتواند به اهدافش برسد، اما بعد از طریق رسانه و عملیات روانی، یک شکست را پیروزی جلوه دهد. به همین دلیل روایت درست و انعکاس واقعیت ها اهمیت بسیار زیادی دارد. دشمن ممکن است با یک روایت نادرست، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد و تصویری متفاوت از واقعیت میدان ارائه کند.
ما قرار نیست برای مقابله با این جریان، دروغ بگوییم. اگر بتوانیم همان واقعیت را درست، دقیق و به موقع روایت کنیم، بخش مهمی از جنگ رسانه ای دشمن خنثی می شود. واقعیت های میدان اگر به درستی برای مردم و نسل جوان تبیین شود، خود این واقعیت ها قدرت اثرگذاری بالایی دارند.
بنابراین در کنار میدان نظامی، باید در میدان روایت نیز فعال باشیم. اگر بتوانیم حقیقت را همان گونه که اتفاق افتاده، بدون تحریف و بزرگ نمایی برای افکار عمومی بیان کنیم، بخش مهمی از تلاش دشمن برای تغییر تصویر واقعیت خنثی خواهد شد. میدان روایت امروز بخشی از همان نبردی است که در میدان واقعی جریان دارد و نباید از آن غفلت کرد.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}